تبليغاتX
آزر سالماس

 

Su . Mu 3/15

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 23:13 |

salmas

+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 22:53 |

سالماس خالق فولکلوروُ

Salmas xalq folkloru

فولکلور ترکان سلماس

 مهرداد . ر . ا

   ایناملار، inamlar ، باورها

سوپورگَنی باش یوُخاری قویسان آدامین اؤلَر

Süpürgənı baş yuxarı qoysan adamın ölər

اگر جارو را برعکس بر زمین قرار دهی ، مرگ کسی را خواهی شنید

 

ایستی سوُیو بسم الله سیز یئر سَپمه ز لر

İstı suyu Bism allah sız yerə səpməzlər

آب داغ را نباید بدون گفتن بسم الله به زمین پاشید

« ایتسی سوُیون بیرده ن یئره سَپمه سی ، اوابیله ر کی جینلرین اوستونه توُکولسون ، بوُ نا گؤره بیسم الله دئییرلر کی بوُ سؤزله جینلر داغیلسینلار » .

 

قَره یوُخونو ، آخار سوُیا دئیرلر

Qərə yuxunı axar suya deyərlər

خاب بد ( کابوس ) را باید برای آبهای روان تعریف کرد

« بو ُ اینام قاییتیر سوُ یون تورک خالقینین ایچینده مقدس لیگینه »

 

هرنه ده ن اوچ ده نه دوزولسه ، ائوه قوناق گَله ر

Hər nədən üç dənə düzülsə , evə qunaq gələr

« از اسباب خانه هر چیزی که سه تا پشت هم به صورت اتفاقی ردیف شوند ، نشان از آمدن مهان است »

 

    آتالار سؤزی ، Atalar sözı ، ضرب المثل ها

آتا گوجی چاتمیر ، پالانی دؤیور

Ata gücı çatmır , palanı düyür

زورش به خر نمی رسد ، پالانش را می کوبد

 

تانری پَخیله پای وئرمه ز ، وئرسه ده خئیرین گؤرمه ز

Tanrı pəxilə pay verməz , versə də xeyrın görməz

خداوند به حسود مالی نمی دهد ، اگر داد هم حسور خیری نمی بیند !

 

قارپیز یییه ن قاچیبدیر ، قابیق یییه نی توُتوبلار

Qarpız yıyən qaçıb , qabıq yiyəni tutublar

کسی که هندوانه را خورده فرار کرده ، کسی که پوست هندوانه را می خورد گرفته اند

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 22:48 |

قابل توجه شرکت ها ، مؤسسات و فروشگاهها

کتابی با عنوان « سلماس در سیر هزاره ها » ( سالماس مین ایللر بویوُندا ) در رابطه با بناها و آثار باستانی سلماس و مروری بر ریشه یابی نام های جغرافیایی و نام های روستا های سلماس در 233 صفحه در دست چاپ می باشد . تمام کسانی که خواهان درج آگهی خود در این کتاب هستند می توانند با ما تماس حاصل نمایند . این کتاب یک حرکت علمی و فرهنگی بوده که هدفی جز شناساندن فرهنگ و تمدن غنی ساکنان باستانی شهرمان ندارد ، با درج آگهی های خود و حمایت مالی ما می توانید قدمی مؤثر در زمینه اعتلای فرهنگ شهرمان سلماس برداریم که برای همیشه ماندگار خواهد بود . لازم به ذکر است که سال 85 نیز کتابی به همین مضمون با نام « یادگار تمدنهای کهن سلماس » ( سالماسین اسکی مدنیت ایزلری ) از همین نویسنده چاپ گردیده و هم اکنون نیز به قیمت 2500 در مراکز فروش موجود می باشد .

 

نحوه تماس با ما

می توانید نام شرکت و . . . و نام خود را در قسمت نظر بدهید و با فعال کردن خانه درج به صورت خصوصی برای ما ثبت نمایی که بعداً با شما تماس حاصل خواهد شد .

می توانید درخواس خود را به همراه نام و شماره تماس به آدرس turkmehr@yahoo.com   ارسال نماییید .

می توانید به یکی از نمایندگی های فروش کتاب مراجعه و درخواست خود را به همراه شماره تلفن و آدرس ارتباطی ارائه نمایید .

 

نمایندگی های فروش کتاب :

* بلوار جمهوری ، کتابفروشی معلم ، آقای اصلانی ، تلفن : 5234877

* خیابان امام ، فلکه راهنمایی و رانندگی ، نمایندگی روزنامه اطلاعات ، آقای عاقلی

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 22:46 |

salmas acvac ، آجواج سلماس

+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 22:45 |

سلماس و ساکنین اولیه آن ، بخش اول

مهرداد رحمانی اهرنجانی  ( اهروانلی )

جزء شش مقاله منتخب در نخستین سمینار تاریخ سلماس

 

« استفاده از مطالب با ذکر منبع و منابع متن بلا مانع است »

سلماس یا به بیان بهتر منطقه سلماس کنونی متشکل از روستاهای مختلف به مرکزیت شهرستان سلماس ( سلماس جدید ) شامل محدوده ای است ، کوهستانی و جلگه ای که از این لحاظ دارای یک بافت خاص جغرافیایی می باشد . کوههای سربه فلک کشیده از چهار جهت این جلگه را در بر می گیرند که هر دوی این موقعیت های جغرافیایی کوهستانی و جلگه ای در مقطعی از تاریخ زادگاه و گذرگاه مردمانی بوده و هستند که همچنان بعد از هزاره ها به سیر طبیعی زندگی خود ادامه می دهند .

امروزه به سبب مطالعات و بررسی هایی که در سطح آذربایجان کم و بیش صورت گرفته ما درک صحیحی از نحوه شکل گیری نخستین تجمعات انسانی در آذربایجان و به همان ترتیب در منطقه سلماس داریم . از آنجایی که شهرستان سلماس یکی از شهرهای مهم آذربایجان تلقی می شود بی شک تاریخی جدا از ندارد . « اما به سبب کمی کاوشهای باستانشناسی در آذربایجان ایران اطلاعات ما کمی محدود می شود » [1] اما همین کمترین کاوشها و یافته های اتفاقی چنان نتایج پربار و ارزشمندی را در پی دارند که اغلب توجه باستانشناسان و محققین غربی را به این مناطق جلب می کنند . کشف غارها و حفاری های علمی در دهه های اخیر پرتوی بر گذشته این سرزمین می افکند و امکان اظهار نظر و نتیجه گیری هایی را فراهم می نماید .

در اولین مرحله پیدایش و سیر تکاملی انسان در منطقه سلماس بر اساس داشته های فعلی ما با انسانهای راست قامت و هوشمند به نام نئاندرتال ( ناندرتال ) برخورد می کنیم . « دانشمندان توانسته اند حضور انسانهایی از نوع نئاندتال را در سلماس و مناطق اطراف ثابت کنند . مطالعات پروفسور کارلتون . س . کوون در سال 1919 . م در غار تام تاما و داوار زاغاسی در کوههای جنوب سلماس توانست شواهدی دال بر حضور انسانهای نئاندرتال را در سلماس به جهانیان اعلام کند » .[2]

در سال 1382 هـ. ش با پیداشدن آثاری از نقاشی های انسانهای غارنشین و تکامل یافته تر توسط محققین شهرمان در اطراف روستای آجواج سلماس قطعه دیگری از پازل سیرتکاملی انسان در سلماس تکمل گردید . « این نقوش بی نظیر که شامل آثاری از خطوط موازی و مورب ، قوچ و بزهایی با شاخهای کشیده ، ( اسب ، و سایر حیوانات. م ) هستند بر روی دیواره غاری که سقف آن امروزه فروریخته شده نقش شده اند » .[2] غاری که این نقوش در داخل آن حک شده اند بر بالای رودی قرار داشته که امروزه نیز این رودخانه هرچند نه به شدت گذشته اما به آهستگی به جریان هزاران ساله خود ادامه می دهد و بی شک یکی از عواملی که باعث انتخاب سکونت در این غار توسط انسانهای اولیه – غارنشیین گردیده همین آب بوده ، زیرا « هر زیستگاه انسانی در درجه اول منوط به وجود آب است » [3]  و بعدها بنا به برخی علل به موازات آب مسئله امنیت نیز از ملزومات اساسی سکونتگاههای انسانی به حساب آمد .

نقوشی که در دیواره این غار فروریخته ترسیم شده اند تا به امروز به صورت کامل مورد تصویرنگاری و بررسی علمی قرار نگرفته اند اما نخستین عکس ها و تصویر نگاری ها نشان می دهد که در ساده ترین حالت « این نقاشی ها را می توان به چهار گروه کلی تقسیم کرد » [4] و بر اساس داشته ها می توان ادعا کرد که این غار صرفاً یک سکونتگاه موقت و محل گذر نبوده است بلکه این غار محلی بوده ، تا برای مدتی انسان سیر تکاملی خود را در آن بپیماید . نوع نقوش که شامل خطوط بسیار ساده ، نقوش یک خطی با خط راست ، نقوش چند خطی با خطوط راست و نقوش با خطوط خمیده و تکامل یافته با جزئیات چشم و ثم می باشند که گویای سیری رو به رشد در تصویر نگاری و به موازات آن تکامل ذهن بشری  هستند . حال این سئوال پیش می آید که ، این نقوش متعلق به اجداد اولیه کدام ملت و با کدام نژاد می باشند ؟ و این سوالی است که در انتهای مقاله سعی خواهیم کرد با دلیل و سند جوابی برای آن بدهیم .

هرچند تا کنون فقط یک غار باستانی با این نقوش در سلماس کشف شده است اما بی شک تعداد زیادی از این غارها با آثاری از سکونت انسانهای نخستین در اطراف رودخانه های سلماس وجود دارند که شاید با گسترش تحقیقات در آینده بر تعداد آنها افزوده شود .

بعد از طی مراحل غارنشینی در اطراف رودها انسانها روی به دشت ها و سکونت در محوطه های باز می آورند که این جاجایی در شهر ما نیز به هزاره های 10 و 9 قبل از میلاد ( 9000 – 10000 ق . م ) برمی گردد ، چنانکه « در منطقه کوههای زاگروس ما شاهد این دوره گذر و در همین تاریخ هستیم » . [5]

در این دوره انسان نخستین دهکده ها و تجمعات انسانی را تشکیل داده و با استفاده از اِعمال تغییراتی بر روی اشیاء پیرامون خود ابزار مناسب برای زندگی روزمره خود به وجود می آورد . یکی از مطرح ترین محوطه های باستانی مکشوفه در سلماس که به این دوره از سکونت انسان در محوطه سلماس تعلق دارد تپه باستانی اَهروان ( اهرنجان ) است . این تپه مربوط به بقایای یکی از « نخستین دهکده های باستانی و محل اسکان بشری در خاور میانه است که در اواخر سال 1371 هـ . ش کشف گردید . در این روستا با اعمال تغییراتی بر روی سنگ های اوبسیدین ( شیشه طبیعی ) آنها را به صورت ابزار آلات برنده جنگی مانند ، چاقو ، سرنیزه ، و آلات دیگر به سایر نقاط صادر می کردند » . [6]

 تبدیل سنگ های اوبسیدین به سرنیزه ، تیغه های برنده و سایر ابزار نیازمند دقت و تبحر بالایی بوده ، به صوری که زدن ضربات پی در پی و تعیین زاویه ضربه ای که باید به سنگ ( شیشه ) زده شود خود نیازمند دقت و مهارت می باشد  به طوری که امروزه نیز پیوسته چگونگی ساخت برخی از این اشیاء تبدیل به سوالی برای محققین و باستان شناسان شده .

 برای نمونه « آینه های اوبسیدینی یافت شده در گورها ، که چگونگی ایجاد جلای تمام عیار آنها خود پرسشی است و یا سوراخ هایی که در منجوق ها و سنگ های اوبسیدینی ایجاد شده اند آن چنان نازک هستند که سوزن های فولادی امروزی نیز از داخل آنها عبور نمی کنند » [7] در سطح تپه باستانی اهروان هم ما شاهد این ابزارهای اوبسیدینی و ضایعات مربوط بدان هستیم که بر سطح تپه پراکنده شده است .

« تپه مغانجیق ( مغانجوق ) که در شمال سلماس و کیلومتر 5 جاده مغانجیق به خوی قرار دارد یکی از محوطه های غنی باستانی سلماس به حساب می آید ، تراشه ها و ضایعات اوبسیدینی بر روی آن وجود دارد » [8] هرجند تا کنون گمانه زنی های علمی بر روی تپه انجان نگرفته است ( یا منتشر نشده است ) پیدا شدن فراوان ابزار کوبه ای و ضایعات اوبسیدینی بر روی آن ، اگر چه شاید هم افق با قدمت تپه اهروان ( اهرنجان ) قرار نگیرد اما از آنجایی که کاربرد و تراش اوبسیدین دارای قدمت زیادی است و اکثر این ضایعات بر روی قدیمی ترین لایه های این تپه دیده می شوند خود گویای رونق این تپه در هزاره های بیش از 2300 ق . م  و دلیل دیگر هم وجود سفال  معروف به سیاه / خاکستری در لایه های بالاتر است که « قدمتی برابر با 2300 قبل از میلاد دارد » . [9]

یکی دیگر از تمدنهای درخشان و تاثیر گذار در تاریخ بشریت که سکونت مردمانی از این تمدن هم در سلماس به اثبات رسیده است مربوط به مردمان سومر می باشد . این تمدن به لحاظ اینکه نخستین تمدن جریان ساز بشریت بوده و « حتی بر تمدنهای عظیم مصر و یونان اثر گذاشته است » [10] بسیار حائز اهمیت می باشد . تمدن سومر در بین النهرین ( عراق امروزی ) با تشکیل حکومتی مترقی به چنان دستاوردهای عظیمی در تاریخ جهان دست یافت که در همان اولین سالهای کشف آثار این تمدن این سوال برای دانشمندان مطرح شد که این مردمان از چه نژادی بوده و از کدام محل بدین منطقه کوچ کرده اند ؟ و این به این خاطر بود که یافته های علمی از قبیل کشف و ترجمه الواح مربوط به این تمدن ، ترجمه متن داستانها و باورهای آیینی سومر و تفاوت های فاهش فرهنگی و زبانی آنها با همسایگان آن روز خود نظیر سامی ها نشان می داد و دانشمندان را بر این نظر راسخ تر کرد که سومریان به طور قطع از نقطه دیگری به این ناحیه کوچ کرده بودند .

تبار سومریان از اقوام غیر هنداروپایی و متعلق به اقوام اورال التاییک ( ترکان باستان ) بوده است . امروزه آخرین یافته های باستانشناسی « شباهتهایی در شکل سلاح ها و ابزارهای میان قفقاز و سومر را تشخیص داده است » [11] و بررسی ساختار زبانی ( موفولوژی ) سومر و زبان ترکی ( اورال آلتاییک ) نیز مهر تاییدی بر این یافته ها زده .

از آنجایی که آذربایجان سرزمینی بوده است که در سیر مهاجرت مردمان سومر از شمال به بین النهرین در آن سکونت کرده اند ( خواه موقت و خواه دایم ) امروزه مطالعات گویای شواهد بسیاری از این واقعه است که توپونیم ها یا نام های جغرافیایی بخشی از این تحقیقات را شامل می شوند . « تمدن باستانی اره ته / آرتا در غرب آذربایجان مربوط به سومریان آذربایجان می باشد که نام کوه معروف اَره ویل در سلماس و قنات آلوتا در کهنه شهر به مردمان سومر برمی گردد . [12] هوری ها نیز از مردمانی بودند که بعد از سومریان در سلماس ساکن بوده اند و نقش فعالی در تاریخ سلماس داشته اند . به مدد حفاری های علمی نشان های باستان شناسی نیز در محوطه های باستانی سلماس مربوط به این تمدن کشف شده است .

در طی حفاری های مربوط به تپه باستانی هفتوان ( جنوب شرقی سلماس ) آثاری از سکونت مردمان هوری به دست آمده است . « در تاریخ باستان هوری ها به پرورش اسب های اصیل مشهور بودند . چارلز برنی رئیس هیئت باستانشناسی حفاری هفتوان تپه سلماس از کشف نمونه منقوش سفالی یک ارابه با دو اسب مربوط به هوریان را در سلماس گزارش می دهد » .[13] 

+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 22:37 |

سلماس و ساکنین اولیه آن ، بخش دوم

مهرداد رحمانی اهرنجانی  ( اهروانلی )

جزء شش مقاله منتخب در نخستین سمینار تاریخ سلماس

 

« استفاده از مطالب با ذکر منبع و منابع متن بلا مانع است »

در جریان سیر تاریخی سلماس بعد از هوری ها زمان به پیدایش یک حکومت دیگر به نام اورارتو می رسد که به سبب گستردگی و نقشی که این حکومت یا به بیان بهتر اتحادیه در تاریخ ملل التصاقی زبان آسیا داشته واژه امپراتوری به اصل مطلب نزدیکتر است .

در سالهای قبل از 1200 ق . م منطقه آذربایجان امروزی و ترکیه ( آنادولی ترکیه ) به سبب ثروت های مادی و معنوی خود پیوسته مورد تهاجم قوای خونخوار آشور / آسور قرار می گرفت که حکومت های محلی برای جلوگیری از این جنایات آشوری ها دست به ایجاد اتحادی بر ضد حکومت آشور زدند . نخستین بار این اتحادیه در اطراف دریاچه وان شکل گرفت . البته به موازات دولت اورارتو دولت گیلزان و ماننا ، نیز در این دوران بر این منطقه حکومت می کردند . اما به سبب ضعف نیروی نظامی که متوجه دولت ماننا بود کمتر این دولت می توانست قدرت خود را در منطقه سلماس تثبیت نماید . با پیوستن سلماس به اتحادیه اورارتو « سلماس به مدت 100 سال تحت حکومت این امپراتوری قرار گرفت » [14] بر اساس مستندات تاریخی شهر اورارتویی که در زمان اورارتو در محدوده سلماس شکل گرفته بود اوُلخو / اوُلهو نام داشت . محققینی مانند مرحوم دکتر زهتابی ، ائدوین رایت و دکتر ملک زاده مکان اوُلهو - ی اورارتویی را اطراف کوه معروف به قارنی یاریخ می دانند که این نظریه روز به روز با گسترش تحقیقات رنگ حقیقت می گیرد .

اورارتوها در طی حکومت خود در منطقه سلماس دست به اقداماتی سازنده در زمینه نظامی و کشاورزی زدند حتی کتیبه های آشوری کشف شده نیز از « اقدامات قابل توجه پادشاهان اورارتو صحبت به میان آمده و به ایجاد کانال های آبیاری و تبدیل این منطقه ( اولخو ) به سرزمینی حاصلخیز صحبت شده است » . [15]

بر اساس تحقیقاتی که بر روی زبان و باورهای اورارتوها انجام گرفته است « زبان هوری تنگاتنگ با زبان اورارتویی بوده و می توان زبان اورارتویی را کاملاً شکل بعدی زبان هوری دانست » [16] از آنجایی که امروزه زبان ، آیین ها و باورهای باستانی یک از مؤلفه های اصلی تشخیص و دسته بندی نژاد و وابستگی قومیتی هر ملتی به حساب می آید از این لحاظ بررسی این مؤلفه ها یکی از راههای شناخت نژاد مردمان اورارتو است .

اولین گام در جهت شناسایی ساختار زبان مردم اورارتو و قفقفاز توسط زبانشناس روسی به نام « مار » انجام گرفت و این کاری بود که از عهده زبانشناسان زباهای سامی خارج بود »[17] این تشابهات زبانی بین زبان مردمان اورارتو و تمدن قفقاز ( التصاقی ، اورال آلتاییک ، ترکی ) در نام پادشاهان اورارتو نیز به روشنی قابل مشاهده است برای نمونه نام « آر قیشی / اَرقیشتی » مرکب از پیشوند مشهور اَر ترکی به معنی قهرمان و دلاور . مجموعه این تشابهات در نمادها ، پسوندهای نامی ( مانند پسوند مشهور لی ترکی / التصاقی ) ، باورها ( تقدس درخت ، آب ) بین اورارتوها و مردم التصاقی زبان با تکیه به داشته های جدید علمی به قدری فزونی یافته که امروزه هیچ جای بحثی بر سر این مساله باقی نمانده و اشاره به تک تک آنها دیگر از محدوده این بحث خارج است .

سقوط تدریجی امپراتوری اورارتو که همانند تاریخ دقیق تشکیل آن هنوز به پاسخ مانده است [18] اما آنچه مشخص است این تمدن جای خود را به یکی دیگر از تمدنهای واقعاً عظیم و جریان ساز تاریخ به نام « ماد » داد . تمدن « ماد » نیز به وسیله مردمانی از همین تبار و نژاد اورارتوها یا به بیان دیگر مردمان التصاقی زبان شکل گرفت و چنان که سیر طبیعی تاریخ ثابت کرده است ملت و سرزمین پایدار است فقط حکومت ها و امپراتوری هایی که توسط خود مردم شکل می گیرند نام خود را تغییر می دهند چنانچه امروزه هم می دانیم تمدنهای « ایلام / عیلام ، سومر ، ارتتا ، هوُری ، لولوبی ، قوُتی ، اوُرارتوُ ، ماننا ، ماد همه متعلق به مردمانی از یک گروه زبانی ( التصاقی – ترکی باستان ) با باورهایی مشترک بودند » [19] هر چند تا مدتی محققین غربی از بیان این واقعیت که حکومت ماننا و ماد به لحاظ ساختار نژادی مردمان آن یکی بودند شانه خالی می کردند اما امروزه دیگر این امر به روشنی بیان می شود چنانکه خود چارلز برنی که چندان علاقه ای به بیان این امر نشان نمی داد در صفحه 191 کتاب جدید خود ( اقوام کوهنشین شمالغرب ایران ) می نویسد : « مانا ( ماننا ) ها به باشندگان ( همان ساکنین ) بومی کهن غیر هند اروپایی تعلق داشتند و محتملاً در ارتباط با هوریان بودند » . 

نتیجه گیری کلی :

سلماس که گوشه ای از سرزمین آذربایجان به حساب می آید بی شک نمی تواند در سیر تاریخی چند هزارساله جدا از تحولات روی داده باشد . سلماس به سبب موقعیت خاص جغرافیایی خود هم محلی بوده ایده آل برای ساکنان بسیار قدیمی و بومی خود که قدمت سکونت آنها و پیدایش حیاط این انسانها به اعماق هزاره های تاریخ برمی گردد و هم محلی بوده برای سکونت و گذر مردمانی از منطقه قفقاز  و کوههای اورال و آلتای .

 اما نقطه اشتراک هرسه این حالات ، در وابستگی های زبانی و نژادی مردمان ساکن بومی و مهاجر بود که امروزه دانشمندان آنها را در یک خانواده به نام مردمان اورال آلتاییک یا قفقاز یا التصاقی یا غیر هنداروپایی و یا ترکی قرار می دهند . این اصل همچنان به سیر هزارن ساله خود ادامه می دهد و همچنان مردمانی از این نژاد و زبان در سلماس زندگی می کنند که امروزه ما با نام ترکان آذربایجانی از آنها یاد می شود . البته به هرصورت امروزه اقلیت های کُرد ، ارمنی و آشوری نیز در سلماس زندگی می کنند که جزء مهاجرین صده های اخیر هستند و بررسی جریان این مهاجرت ها خود مبحثی دیگر است .

 

 

منابع :

 

[1] . رحیم رئیس نیا ، 1368 ، آذربایجان در سیر تاریخ ایران ، جلد 1 ، صفحه 104

[2] . توحید ملک زاده ، 1384 ، تاریخ ده هزارساله سلماس ، صفحه 41 و 44

[3] . چارلز برنی / مارشال لانگ ، 1386 ، تاریخ اقوام کوهنشین شمالغرب ایران ، صفحه 20

[4] . مهرداد رحمانی ، 1385 ، یادگار تمدنهای کهن سلماس ، صفحه 66 

[5] . چارلز برنی / مارشال لانگ ، 1386 ، تاریخ اقوام کوهنشین شمالغرب ایران ، صفحه 37

[6] . توحید ملک زاده ، 1384 ، تاریخ ده هزارساله سلماس ، صفحه 45

[7] . چارلز برنی / مارشال لانگ ، 1386 ، تاریخ اقوام کوهنشین شمالغرب ایران ، صفحه 43

[8] . مهرداد رحمانی ، 1385 ، یادگار تمدنهای کهن سلماس ، صفحه 58 

[9] . سازمان نقشه برداری کشور ، 1378 ، اطلس تاریخ ایران ، صفحه 13

[10] . م . تقی زهتابی ،1381 ،  ایران تورکلرینین اسکی تاریخی ، جلد 1 ، صفحه 42 

[11] . چارلز برنی / مارشال لانگ ، 1386 ، تاریخ اقوام کوهنشین شمالغرب ایران ، 104

[12] . توحید ملک زاده ، 1384 ، تاریخ ده هزارساله سلماس ، صفحه 47 و 48 

[13] . توحید ملک زاده ، 1384 ، تاریخ ده هزارساله سلماس ، صفحه 48

[14] . م . تقی زهتابی ،1381 ،  ایران تورکلرینین اسکی تاریخی ، جلد 1 ، صفحه 321
+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 22:36 |