سلماس و ساکنین اولیه آن ، بخش دوم
مهرداد رحمانی اهرنجانی ( اهروانلی )
جزء شش مقاله منتخب در نخستین سمینار تاریخ سلماس
« استفاده از مطالب با ذکر منبع و منابع متن بلا مانع است »
در جریان سیر تاریخی سلماس بعد از هوری ها زمان به پیدایش یک حکومت دیگر به نام اورارتو می رسد که به سبب گستردگی و نقشی که این حکومت یا به بیان بهتر اتحادیه در تاریخ ملل التصاقی زبان آسیا داشته واژه امپراتوری به اصل مطلب نزدیکتر است .
در سالهای قبل از 1200 ق . م منطقه آذربایجان امروزی و ترکیه ( آنادولی ترکیه ) به سبب ثروت های مادی و معنوی خود پیوسته مورد تهاجم قوای خونخوار آشور / آسور قرار می گرفت که حکومت های محلی برای جلوگیری از این جنایات آشوری ها دست به ایجاد اتحادی بر ضد حکومت آشور زدند . نخستین بار این اتحادیه در اطراف دریاچه وان شکل گرفت . البته به موازات دولت اورارتو دولت گیلزان و ماننا ، نیز در این دوران بر این منطقه حکومت می کردند . اما به سبب ضعف نیروی نظامی که متوجه دولت ماننا بود کمتر این دولت می توانست قدرت خود را در منطقه سلماس تثبیت نماید . با پیوستن سلماس به اتحادیه اورارتو « سلماس به مدت 100 سال تحت حکومت این امپراتوری قرار گرفت » [14] بر اساس مستندات تاریخی شهر اورارتویی که در زمان اورارتو در محدوده سلماس شکل گرفته بود اوُلخو / اوُلهو نام داشت . محققینی مانند مرحوم دکتر زهتابی ، ائدوین رایت و دکتر ملک زاده مکان اوُلهو - ی اورارتویی را اطراف کوه معروف به قارنی یاریخ می دانند که این نظریه روز به روز با گسترش تحقیقات رنگ حقیقت می گیرد .
اورارتوها در طی حکومت خود در منطقه سلماس دست به اقداماتی سازنده در زمینه نظامی و کشاورزی زدند حتی کتیبه های آشوری کشف شده نیز از « اقدامات قابل توجه پادشاهان اورارتو صحبت به میان آمده و به ایجاد کانال های آبیاری و تبدیل این منطقه ( اولخو ) به سرزمینی حاصلخیز صحبت شده است » . [15]
بر اساس تحقیقاتی که بر روی زبان و باورهای اورارتوها انجام گرفته است « زبان هوری تنگاتنگ با زبان اورارتویی بوده و می توان زبان اورارتویی را کاملاً شکل بعدی زبان هوری دانست » [16] از آنجایی که امروزه زبان ، آیین ها و باورهای باستانی یک از مؤلفه های اصلی تشخیص و دسته بندی نژاد و وابستگی قومیتی هر ملتی به حساب می آید از این لحاظ بررسی این مؤلفه ها یکی از راههای شناخت نژاد مردمان اورارتو است .
اولین گام در جهت شناسایی ساختار زبان مردم اورارتو و قفقفاز توسط زبانشناس روسی به نام « مار » انجام گرفت و این کاری بود که از عهده زبانشناسان زباهای سامی خارج بود »[17] این تشابهات زبانی بین زبان مردمان اورارتو و تمدن قفقاز ( التصاقی ، اورال آلتاییک ، ترکی ) در نام پادشاهان اورارتو نیز به روشنی قابل مشاهده است برای نمونه نام « آر قیشی / اَرقیشتی » مرکب از پیشوند مشهور اَر ترکی به معنی قهرمان و دلاور . مجموعه این تشابهات در نمادها ، پسوندهای نامی ( مانند پسوند مشهور لی ترکی / التصاقی ) ، باورها ( تقدس درخت ، آب ) بین اورارتوها و مردم التصاقی زبان با تکیه به داشته های جدید علمی به قدری فزونی یافته که امروزه هیچ جای بحثی بر سر این مساله باقی نمانده و اشاره به تک تک آنها دیگر از محدوده این بحث خارج است .
سقوط تدریجی امپراتوری اورارتو که همانند تاریخ دقیق تشکیل آن هنوز به پاسخ مانده است [18] اما آنچه مشخص است این تمدن جای خود را به یکی دیگر از تمدنهای واقعاً عظیم و جریان ساز تاریخ به نام « ماد » داد . تمدن « ماد » نیز به وسیله مردمانی از همین تبار و نژاد اورارتوها یا به بیان دیگر مردمان التصاقی زبان شکل گرفت و چنان که سیر طبیعی تاریخ ثابت کرده است ملت و سرزمین پایدار است فقط حکومت ها و امپراتوری هایی که توسط خود مردم شکل می گیرند نام خود را تغییر می دهند چنانچه امروزه هم می دانیم تمدنهای « ایلام / عیلام ، سومر ، ارتتا ، هوُری ، لولوبی ، قوُتی ، اوُرارتوُ ، ماننا ، ماد همه متعلق به مردمانی از یک گروه زبانی ( التصاقی – ترکی باستان ) با باورهایی مشترک بودند » [19] هر چند تا مدتی محققین غربی از بیان این واقعیت که حکومت ماننا و ماد به لحاظ ساختار نژادی مردمان آن یکی بودند شانه خالی می کردند اما امروزه دیگر این امر به روشنی بیان می شود چنانکه خود چارلز برنی که چندان علاقه ای به بیان این امر نشان نمی داد در صفحه 191 کتاب جدید خود ( اقوام کوهنشین شمالغرب ایران ) می نویسد : « مانا ( ماننا ) ها به باشندگان ( همان ساکنین ) بومی کهن غیر هند اروپایی تعلق داشتند و محتملاً در ارتباط با هوریان بودند » .
نتیجه گیری کلی :
سلماس که گوشه ای از سرزمین آذربایجان به حساب می آید بی شک نمی تواند در سیر تاریخی چند هزارساله جدا از تحولات روی داده باشد . سلماس به سبب موقعیت خاص جغرافیایی خود هم محلی بوده ایده آل برای ساکنان بسیار قدیمی و بومی خود که قدمت سکونت آنها و پیدایش حیاط این انسانها به اعماق هزاره های تاریخ برمی گردد و هم محلی بوده برای سکونت و گذر مردمانی از منطقه قفقاز و کوههای اورال و آلتای .
اما نقطه اشتراک هرسه این حالات ، در وابستگی های زبانی و نژادی مردمان ساکن بومی و مهاجر بود که امروزه دانشمندان آنها را در یک خانواده به نام مردمان اورال آلتاییک یا قفقاز یا التصاقی یا غیر هنداروپایی و یا ترکی قرار می دهند . این اصل همچنان به سیر هزارن ساله خود ادامه می دهد و همچنان مردمانی از این نژاد و زبان در سلماس زندگی می کنند که امروزه ما با نام ترکان آذربایجانی از آنها یاد می شود . البته به هرصورت امروزه اقلیت های کُرد ، ارمنی و آشوری نیز در سلماس زندگی می کنند که جزء مهاجرین صده های اخیر هستند و بررسی جریان این مهاجرت ها خود مبحثی دیگر است .
منابع :
[1] . رحیم رئیس نیا ، 1368 ، آذربایجان در سیر تاریخ ایران ، جلد 1 ، صفحه 104
[2] . توحید ملک زاده ، 1384 ، تاریخ ده هزارساله سلماس ، صفحه 41 و 44
[3] . چارلز برنی / مارشال لانگ ، 1386 ، تاریخ اقوام کوهنشین شمالغرب ایران ، صفحه 20
[4] . مهرداد رحمانی ، 1385 ، یادگار تمدنهای کهن سلماس ، صفحه 66
[5] . چارلز برنی / مارشال لانگ ، 1386 ، تاریخ اقوام کوهنشین شمالغرب ایران ، صفحه 37
[6] . توحید ملک زاده ، 1384 ، تاریخ ده هزارساله سلماس ، صفحه 45
[7] . چارلز برنی / مارشال لانگ ، 1386 ، تاریخ اقوام کوهنشین شمالغرب ایران ، صفحه 43
[8] . مهرداد رحمانی ، 1385 ، یادگار تمدنهای کهن سلماس ، صفحه 58
[9] . سازمان نقشه برداری کشور ، 1378 ، اطلس تاریخ ایران ، صفحه 13
[10] . م . تقی زهتابی ،1381 ، ایران تورکلرینین اسکی تاریخی ، جلد 1 ، صفحه 42
[11] . چارلز برنی / مارشال لانگ ، 1386 ، تاریخ اقوام کوهنشین شمالغرب ایران ، 104
[12] . توحید ملک زاده ، 1384 ، تاریخ ده هزارساله سلماس ، صفحه 47 و 48
[13] . توحید ملک زاده ، 1384 ، تاریخ ده هزارساله سلماس ، صفحه 48

