تبليغاتX
آزر سالماس - سلماس و ساکنین اولیه آن

سلماس و ساکنین اولیه آن ، بخش اول

مهرداد رحمانی اهرنجانی  ( اهروانلی )

جزء شش مقاله منتخب در نخستین سمینار تاریخ سلماس

 

« استفاده از مطالب با ذکر منبع و منابع متن بلا مانع است »

سلماس یا به بیان بهتر منطقه سلماس کنونی متشکل از روستاهای مختلف به مرکزیت شهرستان سلماس ( سلماس جدید ) شامل محدوده ای است ، کوهستانی و جلگه ای که از این لحاظ دارای یک بافت خاص جغرافیایی می باشد . کوههای سربه فلک کشیده از چهار جهت این جلگه را در بر می گیرند که هر دوی این موقعیت های جغرافیایی کوهستانی و جلگه ای در مقطعی از تاریخ زادگاه و گذرگاه مردمانی بوده و هستند که همچنان بعد از هزاره ها به سیر طبیعی زندگی خود ادامه می دهند .

امروزه به سبب مطالعات و بررسی هایی که در سطح آذربایجان کم و بیش صورت گرفته ما درک صحیحی از نحوه شکل گیری نخستین تجمعات انسانی در آذربایجان و به همان ترتیب در منطقه سلماس داریم . از آنجایی که شهرستان سلماس یکی از شهرهای مهم آذربایجان تلقی می شود بی شک تاریخی جدا از ندارد . « اما به سبب کمی کاوشهای باستانشناسی در آذربایجان ایران اطلاعات ما کمی محدود می شود » [1] اما همین کمترین کاوشها و یافته های اتفاقی چنان نتایج پربار و ارزشمندی را در پی دارند که اغلب توجه باستانشناسان و محققین غربی را به این مناطق جلب می کنند . کشف غارها و حفاری های علمی در دهه های اخیر پرتوی بر گذشته این سرزمین می افکند و امکان اظهار نظر و نتیجه گیری هایی را فراهم می نماید .

در اولین مرحله پیدایش و سیر تکاملی انسان در منطقه سلماس بر اساس داشته های فعلی ما با انسانهای راست قامت و هوشمند به نام نئاندرتال ( ناندرتال ) برخورد می کنیم . « دانشمندان توانسته اند حضور انسانهایی از نوع نئاندتال را در سلماس و مناطق اطراف ثابت کنند . مطالعات پروفسور کارلتون . س . کوون در سال 1919 . م در غار تام تاما و داوار زاغاسی در کوههای جنوب سلماس توانست شواهدی دال بر حضور انسانهای نئاندرتال را در سلماس به جهانیان اعلام کند » .[2]

در سال 1382 هـ. ش با پیداشدن آثاری از نقاشی های انسانهای غارنشین و تکامل یافته تر توسط محققین شهرمان در اطراف روستای آجواج سلماس قطعه دیگری از پازل سیرتکاملی انسان در سلماس تکمل گردید . « این نقوش بی نظیر که شامل آثاری از خطوط موازی و مورب ، قوچ و بزهایی با شاخهای کشیده ، ( اسب ، و سایر حیوانات. م ) هستند بر روی دیواره غاری که سقف آن امروزه فروریخته شده نقش شده اند » .[2] غاری که این نقوش در داخل آن حک شده اند بر بالای رودی قرار داشته که امروزه نیز این رودخانه هرچند نه به شدت گذشته اما به آهستگی به جریان هزاران ساله خود ادامه می دهد و بی شک یکی از عواملی که باعث انتخاب سکونت در این غار توسط انسانهای اولیه – غارنشیین گردیده همین آب بوده ، زیرا « هر زیستگاه انسانی در درجه اول منوط به وجود آب است » [3]  و بعدها بنا به برخی علل به موازات آب مسئله امنیت نیز از ملزومات اساسی سکونتگاههای انسانی به حساب آمد .

نقوشی که در دیواره این غار فروریخته ترسیم شده اند تا به امروز به صورت کامل مورد تصویرنگاری و بررسی علمی قرار نگرفته اند اما نخستین عکس ها و تصویر نگاری ها نشان می دهد که در ساده ترین حالت « این نقاشی ها را می توان به چهار گروه کلی تقسیم کرد » [4] و بر اساس داشته ها می توان ادعا کرد که این غار صرفاً یک سکونتگاه موقت و محل گذر نبوده است بلکه این غار محلی بوده ، تا برای مدتی انسان سیر تکاملی خود را در آن بپیماید . نوع نقوش که شامل خطوط بسیار ساده ، نقوش یک خطی با خط راست ، نقوش چند خطی با خطوط راست و نقوش با خطوط خمیده و تکامل یافته با جزئیات چشم و ثم می باشند که گویای سیری رو به رشد در تصویر نگاری و به موازات آن تکامل ذهن بشری  هستند . حال این سئوال پیش می آید که ، این نقوش متعلق به اجداد اولیه کدام ملت و با کدام نژاد می باشند ؟ و این سوالی است که در انتهای مقاله سعی خواهیم کرد با دلیل و سند جوابی برای آن بدهیم .

هرچند تا کنون فقط یک غار باستانی با این نقوش در سلماس کشف شده است اما بی شک تعداد زیادی از این غارها با آثاری از سکونت انسانهای نخستین در اطراف رودخانه های سلماس وجود دارند که شاید با گسترش تحقیقات در آینده بر تعداد آنها افزوده شود .

بعد از طی مراحل غارنشینی در اطراف رودها انسانها روی به دشت ها و سکونت در محوطه های باز می آورند که این جاجایی در شهر ما نیز به هزاره های 10 و 9 قبل از میلاد ( 9000 – 10000 ق . م ) برمی گردد ، چنانکه « در منطقه کوههای زاگروس ما شاهد این دوره گذر و در همین تاریخ هستیم » . [5]

در این دوره انسان نخستین دهکده ها و تجمعات انسانی را تشکیل داده و با استفاده از اِعمال تغییراتی بر روی اشیاء پیرامون خود ابزار مناسب برای زندگی روزمره خود به وجود می آورد . یکی از مطرح ترین محوطه های باستانی مکشوفه در سلماس که به این دوره از سکونت انسان در محوطه سلماس تعلق دارد تپه باستانی اَهروان ( اهرنجان ) است . این تپه مربوط به بقایای یکی از « نخستین دهکده های باستانی و محل اسکان بشری در خاور میانه است که در اواخر سال 1371 هـ . ش کشف گردید . در این روستا با اعمال تغییراتی بر روی سنگ های اوبسیدین ( شیشه طبیعی ) آنها را به صورت ابزار آلات برنده جنگی مانند ، چاقو ، سرنیزه ، و آلات دیگر به سایر نقاط صادر می کردند » . [6]

 تبدیل سنگ های اوبسیدین به سرنیزه ، تیغه های برنده و سایر ابزار نیازمند دقت و تبحر بالایی بوده ، به صوری که زدن ضربات پی در پی و تعیین زاویه ضربه ای که باید به سنگ ( شیشه ) زده شود خود نیازمند دقت و مهارت می باشد  به طوری که امروزه نیز پیوسته چگونگی ساخت برخی از این اشیاء تبدیل به سوالی برای محققین و باستان شناسان شده .

 برای نمونه « آینه های اوبسیدینی یافت شده در گورها ، که چگونگی ایجاد جلای تمام عیار آنها خود پرسشی است و یا سوراخ هایی که در منجوق ها و سنگ های اوبسیدینی ایجاد شده اند آن چنان نازک هستند که سوزن های فولادی امروزی نیز از داخل آنها عبور نمی کنند » [7] در سطح تپه باستانی اهروان هم ما شاهد این ابزارهای اوبسیدینی و ضایعات مربوط بدان هستیم که بر سطح تپه پراکنده شده است .

« تپه مغانجیق ( مغانجوق ) که در شمال سلماس و کیلومتر 5 جاده مغانجیق به خوی قرار دارد یکی از محوطه های غنی باستانی سلماس به حساب می آید ، تراشه ها و ضایعات اوبسیدینی بر روی آن وجود دارد » [8] هرجند تا کنون گمانه زنی های علمی بر روی تپه انجان نگرفته است ( یا منتشر نشده است ) پیدا شدن فراوان ابزار کوبه ای و ضایعات اوبسیدینی بر روی آن ، اگر چه شاید هم افق با قدمت تپه اهروان ( اهرنجان ) قرار نگیرد اما از آنجایی که کاربرد و تراش اوبسیدین دارای قدمت زیادی است و اکثر این ضایعات بر روی قدیمی ترین لایه های این تپه دیده می شوند خود گویای رونق این تپه در هزاره های بیش از 2300 ق . م  و دلیل دیگر هم وجود سفال  معروف به سیاه / خاکستری در لایه های بالاتر است که « قدمتی برابر با 2300 قبل از میلاد دارد » . [9]

یکی دیگر از تمدنهای درخشان و تاثیر گذار در تاریخ بشریت که سکونت مردمانی از این تمدن هم در سلماس به اثبات رسیده است مربوط به مردمان سومر می باشد . این تمدن به لحاظ اینکه نخستین تمدن جریان ساز بشریت بوده و « حتی بر تمدنهای عظیم مصر و یونان اثر گذاشته است » [10] بسیار حائز اهمیت می باشد . تمدن سومر در بین النهرین ( عراق امروزی ) با تشکیل حکومتی مترقی به چنان دستاوردهای عظیمی در تاریخ جهان دست یافت که در همان اولین سالهای کشف آثار این تمدن این سوال برای دانشمندان مطرح شد که این مردمان از چه نژادی بوده و از کدام محل بدین منطقه کوچ کرده اند ؟ و این به این خاطر بود که یافته های علمی از قبیل کشف و ترجمه الواح مربوط به این تمدن ، ترجمه متن داستانها و باورهای آیینی سومر و تفاوت های فاهش فرهنگی و زبانی آنها با همسایگان آن روز خود نظیر سامی ها نشان می داد و دانشمندان را بر این نظر راسخ تر کرد که سومریان به طور قطع از نقطه دیگری به این ناحیه کوچ کرده بودند .

تبار سومریان از اقوام غیر هنداروپایی و متعلق به اقوام اورال التاییک ( ترکان باستان ) بوده است . امروزه آخرین یافته های باستانشناسی « شباهتهایی در شکل سلاح ها و ابزارهای میان قفقاز و سومر را تشخیص داده است » [11] و بررسی ساختار زبانی ( موفولوژی ) سومر و زبان ترکی ( اورال آلتاییک ) نیز مهر تاییدی بر این یافته ها زده .

از آنجایی که آذربایجان سرزمینی بوده است که در سیر مهاجرت مردمان سومر از شمال به بین النهرین در آن سکونت کرده اند ( خواه موقت و خواه دایم ) امروزه مطالعات گویای شواهد بسیاری از این واقعه است که توپونیم ها یا نام های جغرافیایی بخشی از این تحقیقات را شامل می شوند . « تمدن باستانی اره ته / آرتا در غرب آذربایجان مربوط به سومریان آذربایجان می باشد که نام کوه معروف اَره ویل در سلماس و قنات آلوتا در کهنه شهر به مردمان سومر برمی گردد . [12] هوری ها نیز از مردمانی بودند که بعد از سومریان در سلماس ساکن بوده اند و نقش فعالی در تاریخ سلماس داشته اند . به مدد حفاری های علمی نشان های باستان شناسی نیز در محوطه های باستانی سلماس مربوط به این تمدن کشف شده است .

در طی حفاری های مربوط به تپه باستانی هفتوان ( جنوب شرقی سلماس ) آثاری از سکونت مردمان هوری به دست آمده است . « در تاریخ باستان هوری ها به پرورش اسب های اصیل مشهور بودند . چارلز برنی رئیس هیئت باستانشناسی حفاری هفتوان تپه سلماس از کشف نمونه منقوش سفالی یک ارابه با دو اسب مربوط به هوریان را در سلماس گزارش می دهد » .[13] 

+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 22:37 |